دانلود

به سايت خوش آمديد !


براي مشاهده مطلب اينجا را کليک کنيد

                                      

                                                                    







ADS


داستان ضربدري خانوادگي
 
ضربدری خانوادگی
https://shahvani.com/dastan/ضربدری-خانوادگی
Translate this page
ضربدری خانوادگی. 1395/3/13. امیر حسین هستم از یه شهری که بزرگ نیست. زنای قدیم که اکثرا چادری زیر چهل ساله ها هم تقریبا نصف چادری ان. قبلنا بچه بازی زیاد بود اما الان که دخترا … منم با خانواده اون راحت بودم اگرچه تاحالا دست نداده بودم. این از …. داستان کیری تر این نخونده بوده نفر اول که نوشتی خوب بود خواسم بگم کیر خر تو کونت …
مسافرت خانوادگی
https://shahvani.com/dastan/مسافرت-خانوادگی
Translate this page
Sep 25, 2010 – آخرای اسفند بود یه شب با زنم داشتیم حال می کردیم گفت داود امسال عید جایی نمی ریم؟ گفتم تنهایی مزه نمی ده. گفت شاید سودی اینارم بیان گفتم اگه امدند می ریم شروع کردم به کردنش گفتم رفتنمون شرط داره گفت باز چهار نفری حال کنیم؟ گفتم اره. گفت اون که معلومه باهم باشیم شما نیوفتین به جونمان. یه دفعه چیزی به …
داستان ضربدری
https://shahvani.com/dastan/tag/ضربدری
Translate this page
راز شب پاییزی, 80109, 5, 0. راز يك روز گرم تابستاني, 89251, 5, 0. ضربدری من و سحر و نیما و فرانک, 187245, 8, 0. خاطره اولین ضربدری مان, 192125, 7, 1. از کون دادنم تا عشق ضربدری, 112312, 8, 2. من و رضا و زنامون (۱), 67484, 8, 1. ضربدری خانوادگی, 171617, 5, 19. اولین تجربه ضربدری, 72063, 4, 13. ضربدری عالی با خانومامون …
تجربه سکس ضربدری
hotgram4.filmiro.com/2017/09/20/…/4906780649966272565.html
Translate this page
Sep 20, 2017 – نمیدونم اسمش رو چی میزارید و من میگم حکمتی بوده چون همون فرداش یکی از کارمندام یه چند تا بلوتوث برام فرستاد از داستان های سکسی. همشون از سایت اویزون مرحوم بودن. من با خوندن داستان ها خونم به جوش اومد . نوبت به یه داستان سکس ضربدری رسید . اونو که خوندم یاد حرفای آرش افتاد. اون شب با یلدا یه سکس توپ داشتم.
سه ضرب در دو
hotgram4.filmiro.com/2017/09/20/…/4906780649966272564.html
Translate this page
Sep 20, 2017 – ظاهرا این گروه چهار نفره سالها بود که با هم سکس ضربدری داشتند و اضافهشدن ما دو نفر یه حال و هیجان دیگه ای به گروه اونا می بخشید . ….. باور كنيد خودم حتي اين داستان رو نخوندم و به جان مادرم قسم ميخورم كه از سكس با محارم در واقعيت متنفرم ولي در داستان صرفا جهت تفريح ميخونم و از اعراب هم به توان بي نهايت متنفرم.
خانواده رویایی – انجمن لوتی
https://www.looti.net/12_8602_1.html
Translate this page
با درود خدمت همه دوستان خوبم داستانی که شروعش کردم در مورد سکس خانوادگی و ضربدری دختری به نام سانازه سعی میکنم در هفته یکی دو قسمت ازش منتشر کنم و نکته دیگه ای که لازم میبینم خاطر نشان کنم اینه که قبل از شروع هر قسمت شخصیتهای حاضر در اون قسمت رو براتون مشخص میکنم تا کاملا واقف بر داستان باشید دوستتون دارم شاد و …
داستان های ضربدری – صفحه 5 – انجمن لوتی
https://www.looti.net/12_1251_5.html
Translate this page
دوستي ما از اداره شروع شد تا كم كم به رفت و آمدهاي خانوادگي كشيده شد . هر دومون متاهل بوديم و منكه اصلا نميتونستم بچه دار كنم اما همكارم هنوز صاحب فرزند نشده بود .مدتي كه از اين رفت و آمدها گذشت متوجه شدم كه همسر دوست و همكارم يه جورايي نگاهاش با قبلنا فرق داره انگار كه ميخواد چيزايي رو بفهمونه . حقيقتش من هم بهش علاقمند شده بودم آخه سواي …
داستان های ضربدری – صفحه 9 – انجمن لوتی
https://www.looti.net/12_1251_9.html
Translate this page
سکس سه نفره با زوج مسافرم سلام. بخشید اگر غلط املای دارم شغله من رانندگی یه سمند دارم بینه جاده…..وکرج کار مکنم یه شبی که هوا سرد بود من از ….به طرفکرج مسافر سوار کردم. صندلی عقب یه خانواده سوار شدن ولی بعد یه خانم وا.
داستان های ضربدری – صفحه 2 – انجمن لوتی
https://www.looti.net/12_1251_2.html
Translate this page
کمی در مورد خانواده زنم بگم. خواهر و خودش و مادرش از خانواده های با فرهنگ بودن. هیچ احساس رودرواسی از هم ندارن. خواهر زنم همیشه پیشم با دامن کوتاه و سینه باز هستش. البته شوهرش از اون فهمیده هاس ادم روشنیه. زیاد اهل بسته بودن و اینا نیست. منم به زنم گفتم قبلا هرجوری تو خونه بودی اونجوری باش و اونم مثل خواهرش سروسینه و پاهاش جلوی باجناقم …
سكس خانوادگي – Google Groups
https://groups.google.com/d/msg/3ex_3ex/…/RRDDnwKJl7kJ
Translate this page
Sep 1, 2008 – http://www.shazde.com/?page_id=84 من هيچوقت عادت نداشتم باهمكلاسيهام خونه دانشجويي بگيرم.بلكه هميشه تنها يك خونه دربست اجاره ميكردم.سال سومي كه دانشگاه بودم خونه اي گرفتم كه هم بزرگ بودوهم ارزان ودرضمن گاراژي داشت كه ازاون به عنوان مغازه تعميركامپيوتر استفاده ميكردم.صاحبخانه من يك زن تنها بودبا۲ تا پسر …

 







NS